نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مگذار در حریم خرابات، پای بحث

[جایی] که جام باده بود نیست جای بحث

بیگانه گشته ایم ز معنی به چشم خلق

هرگز نکرده ایم زبان آشنای بحث

واعظ به زور شانه محاسن دراز کرد

افکنده است تا سر زانو ردای بحث

سررشتهٔ سلوک به دست آر تا به جهد

با سوزن جواب بدوزی قبای بحث

صدگونه بحث هست سعیدا جواب کو

زینهار با کسی نکنی ماجرای بحث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد بحث و جدل‌های بی‌مورد در محافل می‌پردازد. شاعر به این موضوع اشاره می‌کند که در مکان‌های مقدس و عمیق‌احساس، نظیر خرابات، جایی برای بحث نیست و بهتر است که به تعمق در معانی بپردازیم. او می‌گوید که ما از فهم واقعی دور شده‌ایم و زبان ما برای بحث مناسب نیست. واعظان هم که فقط به ظاهر می‌پردازند، به بحث می‌پردازند در حالی که باید به حقیقت و سلوک پرداخته شود. در نهایت، شاعر خواستار دوری از ماجراهای بحث و جدل‌های بی‌فایده است و بر لزوم داشتن معرفت تأکید می‌کند.