نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۳ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به آن برچیده دامان تهمت خونم کجا افتد

نسازد دست رنگین گر به پای او حنا افتد

چه سازم با چنان بالابلندی عشوه پردازی

که در دیدن ز کوتاهی نگاهم پیش پا افتد

ز استغنا کشم در زیر دامن پای رغبت را

به پشت پای من گر سایهٔ بال هما افتد

چسان کس می تواند دید آن نازک خیالی را

که از خود می رود چون در دلش فکر حیا افتد

که را طاقت که گیرد دامن پیراهن نازی

که در هر یک گره صد ناز بر بند قبا افتد

نهال فقر آن گه می شود کامل که چون معنی

سعیدا در جهان بالش از نشو و نما افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و حسرت است. شاعر از مشکلات و موانع عشق سخن می‌گوید و احساس ناامیدی و ناتوانی در مقابل زیبایی و نازکی معشوق را توصیف می‌کند. او به تضاد میان بالا بودن مقام معشوق و پایین بودن خود اشاره می‌کند و حسرتی که از دوری و عدم توانایی در رسیدن به او دارد. همچنین شاعر به فقر عاطفی و عدم بروز احساساتش در برابر زیبایی‌ها اشاره می‌کند و در نهایت به شکوه و لطافت نازک خیالی معشوق می‌انجامد.