نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شیخ گر از سنت و فرضانه می‌یابد مراد

پیر ما از شیشه و پیمانه می‌یابد مراد

هر کجا حسن گلوسوزی است با کام من است

شمع چون روشن شود پروانه می‌یابد مراد

مفلسان از سایهٔ بال هما مستغنیند

جغد ما از گوشهٔ ویرانه می‌یابد مراد

زاهدا میخانه چون خلوت سرایت خاص نیست

دایم این جا محرم و بیگانه می‌یابد مراد

بت‌پرستان کام از بت یافتند ای دلبران

آخر از سنگ شما دیوانه می‌یابد مراد

رند از می، عاشق از وی، زاهد از تقوای خشک

از بتی هر کس در این بتخانه می‌یابد مراد

از می بی‌دانه کام خود سعیدا تازه کرد

غیر تا از سبحهٔ صددانه می‌یابد مراد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی راه‌های مختلف رسیدن به مراد و مقصود در زندگی می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که هر فردی بر اساس باورها و تجربیات خود می‌تواند به هدفش برسد؛ شیخ با سنت و فرض‌ها و پیر با شیشه و پیمانه. او از عشق و زیبایی‌ها صحبت می‌کند و می‌گوید که هر کس در جست و جوی حقیقت، به شیوه‌ای متفاوت به مراد خود می‌رسد، چه از طریق می و مستی و چه از طریق زهد و تقوی. در نهایت، شاعر به تنوع باورها و تجربیات اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که هر کس به نوعی از وجود خود و اطرافش بهره می‌برد تا به مراد خود برسد.