شمارهٔ ۲۳۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
خوشا آن کس که نم در چشم و آهی در جگر دارد
طریق خودنمایی نیست در آیین درویشی
کلاه فقر را پوشد کسی کاو ترک سر دارد
جهان را هر زمان تغییر اوضاع است در باطن
که دریا در حقیقت هر نفس موج دگر دارد
کسی از چاپلوسی دلنشین ما نمی گردد
که در مجلس مگس هم دست بر بالای سر دارد
تو را در دل هزار امید و گویی طالب اویم
برو ای مرغ زیرک عاشقی کار دگر دارد
ز بس اهل جهان فکر حیات خویشتن دارند
غم مردن سعیدا بهر مردم بیشتر دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن به موضوعاتی مانند فقر، درویشی و تغییرات جهان اشاره شده است. شاعر به این حقیقت میپردازد که در این دنیا هیچ دیواری وجود ندارد و انسانها باید در درون خود جستجو کنند. او تأکید میکند که واقعیات در دنیا هر لحظه تغییر میکنند و فقر و سادگی در درویشی ارزشمند است. همچنین نسبت به چاپلوسی و توجه به امور دنیوی انتقاد میکند و میگوید که انسانها بیشتر به فکر حیات خود هستند تا غم مرگ دیگران. به طور کلی، پیام متن دعوت به یکتایی و دروننگری است.