شمارهٔ ۲۶۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
نکهت از طرهٔ او باد صبا می گیرد
به دم صبح فنا هر که شبی هستی داد
فیض ها از نفس صبح بقا می گیرد
جای در دیدهٔ افتادهٔ خود ساز که سرو
در کنار لب جو نشو و نما می گیرد
نشود گم پی اش از دیدهٔ عاشق که ز لطف
هر کجا پای نهد رنگ حنا می گیرد
خرمن سوخته طالع دل بی صبر و سکون
آتش از سنگ اثر از فر هما می گیرد
خط مشکین تو هر چند که آمد ز خطا
نکته بر روی تو از روی خطا می گیرد
دشمن از دست سعیدا نتواند که رود
گر رود از ره تقدیر قضا می گیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای عشق و معشوقه میپردازد. شاعر از حالاتی صحبت میکند که عشق و زیبایی، مانند بوی خوش از طرهی معشوق، به زندگیاش لطافت و شادابی میبخشد. او به تأثیر صبح بر عشق و زندگی اشاره میکند و خود را در کنار معشوقه توصیف میکند، جایی که زیبایی او رنگ و زندگی به او میدهد. همچنین به چالشها و سختیهای عشق، مانند آتش عشق و امید به وصال، اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که راهی جز سرنوشت نمیتواند عشق او را به معشوقهاش برساند. در نهایت، شاعر به عمق احساسات عاشقانه و تحت تأثیر قرار گرفتن از زیبایی معشوق میپردازد.