نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد

چو خورشیدم دگر آغاز من انجام من باشد

نخواهم رفت چون خضر از پی آب بقا هرگز

که تا ممکن بود یک قطره می در جام من باشد

سوارم گر گند بر اسب همت، عشق بی پروا

گذشتن از سر کون و مکان یک گام من باشد

ندیدم هیچ گه خود را به کام خود گمان دارم

که عنقایی که می گویند صید دام من باشد

میان بت پرستان رام رامی می توانم گفت

اگر یک لحظه آن کافر سعیدا رام من باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و فلسفی شاعر است. او در آغاز به مفهوم صبح و آغاز دوباره اشاره می‌کند و به دنبال روشنایی و حقیقت زندگی است. شاعر نمی‌خواهد مانند شخصیت خضر، که به دنبال آب بقا می‌رفت، از شوق عشق و زندگی بگذرد. او بر این باور است که اگرچه نتوانسته به آرزوهایش برسد، اما آنچه او را زنده نگه‌داشته است، عشق و امید است. در نهایت، شاعر احساس می‌کند که حتی در میان بت‌پرستان، می‌تواند در جستجوی حقیقت و محبت باشد، اگرچه ممکن است خود را در دام بیابد. به طور کلی، این شعر نشان‌دهنده کشش به سوی عشق، حقیقت و جاودانگی است.