نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد

لبش هم حرف های سخت با یاقوت و مرجان زد

چه بدمست است چم او در این میخانهٔ عالم

که یک یک دوستان خویش را با تیر مژگان زد

از آن روزی که قسام ازل قسمت ادا می کرد

صلا رندان عالم را به حسن ماهرویان زد

ز فکر و ذکر شیطان کرد غافل اهل عالم را

چه شد یارب که این گم کرده طالع راه مایان زد

ز تشریفی که نامش نسبتی با زلف او دارد

سلیمان تخت و بخت خویش بر کوه ماران زد

گرفت آوازهٔ کوس مخالف طینتان دیگر

از آن روزی که گیتی نوبت شاه خراسان زد

گلستان را سراسر دید پیراهن قبا کرده

سعیدا هم به نیش خار چاکی بر گریبان زد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق و تاثیر او بر دیگران پرداخته است. شاعر از روزی سخن می‌گوید که معشوقش با چهره‌ای زیبا و جادویی خود دل‌ها را می‌نوازد و دوستانش را با دلبری‌هایش جذب می‌کند. همچنین به قدرت و مقام اشاره می‌شود که از زیبایی و طرز چشم‌نواز او نشأت می‌گیرد و باعث شده که دیگران نیز تحت تأثیر او قرار بگیرند. در نهایت، شاعر به بیان غم و حسرت خود نسبت به گم کردن راه و هدف در زندگی می‌پردازد و از وضعیت عالم سخن می‌گوید که تحت تأثیر زیبایی‌های معشوق قرار گرفته‌اند.