شمارهٔ ۲۷۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
دل پر ز داغ ایشان همه لاله زار باشد
بفکن به عین دریا خود را و امن بنشین
که بلای موج طوفان همه در کنار باشد
دل غافل آن زمان سرد شود ز دار فانی
سر خویش را ببیند که به پای دار باشد
خبری ز کوی جانان دهد آن کسی که دایم
قطرات اشک خونین به رخش قطار باشد
ز جمال گل کسی فیض برد چو چشم نرگس
که تمام دیده گردد همه انتظار باشد
سخن رقیب بدگو نه پسند خاطر اوست
که به حرف بادآورده چه اعتبار باشد
ز حساب روز محشر نبود غمی سعیدا
که ندیده هیچ کس هیچ که در شمار باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات عمیق انسانی است. ناظر بر زیباییهای بهار و لالهزار، شاعر به داغ و سوز دل عاشقان اشاره میکند. او به خودآگاهی و تأمل در زندگی اشاره دارد و تأکید میکند که غفلت از واقعیتها باعث سردی دل میشود. همچنین، از اشک و غم عاشقانی که انتظار ملاقات معشوق را دارند یاد میکند. در نهایت، شاعر به نوعی امیدواری اشاره دارد که در روز محشر، هیچ کس از حساب دیگران بیخبر نخواهد بود. این شعر به طور کلی به ابعاد مختلف عشق، غم و آگاهی در زندگی انسانی میپردازد.