نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد

در آتش می روم پروانه ام گر راهبر باشد

توانم شد به عیسی هم نفس گر خشک لب باشم

روم بر آسمان گر همچو ابرم چشم تر باشد

شود آن وقت عیب کجروان راست رو ظاهر

که آدم را قبول عام از راه هنر باشد

چسان آتش کند منع تپش مرغ کبابی را

که با هر شعله پرواز آورد گر بال و پر باشد

سخن باریک تر از موی خواهد در میان آمد

در آن بزمی که حرف پیچ و تاب آن کمر باشد

به تکلیف نماز و روزه چون هشیار می گیرند

نخواهم رفت از میخانه تا عقلم به سر باشد

چسان دل را توان برداشت از مژگان خونریزی

که کار سینه ریشان دایماً با نیشتر باشد

ز بی برگی توانی همچو سرو آزاد گردیدن

که در بار است هر نخلی که آن را برگ و بر باشد

توان در گلشن عالم سعیدا یکدمی وا شد

به شرط آنکه در دستت چو گل یک مشت زر باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق می‌پردازد. شاعر در آن تصویری از سفر روحانی و غم و شادی‌های عشق را به تصویر می‌کشد. او بیان می‌کند که حتی در سختی‌ها و مشکلات، اگر عشق و همراهی معشوق وجود داشته باشد، قادر به پرواز و عبور از موانع است. شاعر در این شعر به جستجوی حقیقت و هنر نیز اشاره می‌کند و به نوعی نگاهی انتقادی به رعایت ظواهر دین دارد. او در نهایت خواهان حقیقت و عشق است و به دنبال لحظاتی از زیبایی و خوشحالی در زندگی می‌باشد.