نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

از نگاه غیرجانان چهره در هم می کشد

روی گل شرمندگی از چشم شبنم می کشد

آه یعقوبی رسن بازی اگر خواهد نمود

یوسف ما خویش را از چاه زمزم می کشد

گر سلیمان است انگشت ندامت می گزد

آخر دم چون ز دست خویش خاتم می کشد

بر در واعظ نماند احتیاجش هر که او

حلقه در گوش از فغان اهل ماتم می کشد

دوستی هر چند افزون، دشمنی افزون تر است

بیشتر آزار زخم ما ز مرهم می کشد

کی نماید ای سکندر با تو از آیینه ات

آنچه از جام لبالب گشته اش جم می کشد

اژدهای لا دهان خویش را واکرده است

ترک این دم کن دو عالم را به یک دم می کشد

من کباب بزم آن رندم که در کوی حبیب

خون دل، زهر تغافل، باده با هم می کشد

از نگاه حسرت سوزن مسیحا کی کشید

آنچه از طعن زبان خلق، مریم می کشد

کی سعیدا هر گدایی آشنا گردد به حق

سوزن از این بحر، ابراهیم ادهم می کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تفسیر احساسات و تجربیات انسانی در مواجهه با درد، ناامیدی و دوستی و دشمنی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری نمادین، نظیر یعقوب و یوسف و سلیمان، نشان می‌دهد که چگونه احساسات و رفتار انسان‌ها تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌گیرد. او به تضاد دوستی و دشمنی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که حتی در عشق و دوستی نیز ممکن است دردی وجود داشته باشد که بیشتر از مرهم است. اشاراتی به سیر و سفر روحی و تحولات درونی نیز به چشم می‌خورد، در عین حال شاعر از احساس حسرت و غم ناشی از دنیا و زبان مردم سخن می‌گوید. در نهایت، این شعر تصویری از کشمکش‌های زندگی و جستجوی حقیقت را ترسیم می‌کند.