نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خانهٔ نفس من خراب شود

یا خدا آتش من آب شود

باده با غیر خود منوش و مگو

گو دل عاشقان کباب شود

ساغر می به دست جانان ده

جام می جام آفتاب شود

خون دل را عبث ز دیده مریز

کهنه چون شد شراب ناب شود

حز ندامت ثمر نخواهد داد

کارها چون به اضطراب شود

من از این باب رو نخواهم تافت

به امیدی که فتح باب شود

عمرها شد که در خیال توام

فکر من هم مگر صواب شود

گریه چندان کنم که در آن بحر

کاسهٔ چشم من حباب شود

کی بود کی بگو سعیدا را

که دعای تو مستجاب شود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاوی احساساتی عمیق و اشعار عاشقانه است. شاعر از خداوند می‌خواهد که جانش را نجات دهد و از آتش عشقش خنک شود. او از پیشگاه محبوب به باده‌ای می‌خواهد و می‌گوید که درد دل عاشقان بی‌فایده است. در ادامه به ناامیدی از ندامت و اضطراب در کارها اشاره می‌کند و به امید پیروزی در آینده و تحقّق آرزوها می‌اندیشد. شاعر همچنین از اشک و غم خود می‌گوید و امیدوار است دعایش مستجاب شود. به طور کلی، این شعر به موضوع عشق، ناامیدی و امید می‌پردازد.