شمارهٔ ۳۳۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل ز بیداد غم خوبان مصفا میشود
از غبار راه یوسف، کور بینا میشود
از تو زیبا مینماید دل به هر نوعی بری
عشوهگر با ناز همراه است رعنا میشود
آنچه من در گریهٔ خود دیدهام از روی تو
گر نباشد در میان روی تو دریا میشود
صدهزاران جان به قربان تو دارد انتظار
بر سر کوی تو یک روزی تماشا میشود
کار من وابسته چون توأم به کار مردم است
کام شیرین میکنم از هرکه حلوا میشود
هر خدنگی را که میاندازد آن ابروکمان
با رقیبان است منجر باز با ما میشود
مدعی امروز از ما گفتگو پوشیده است
گر خدا قاضی است فردا این سخن وامیشود
گرد هستی را سعیدا خاک دامن میکنم
آنچه گم کردیم در این خانه پیدا میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق صحبت میکند و میگوید که دل انسان به خاطر ظلم و غم خوبان پاک میشود. او اشاره میکند که عشق و زیبایی معشوق باعث میشود انسان بینا و آگاه شود، حتی اگر در ظاهر کور باشد. شاعر به تاثیرات عمیق این عشق اشاره دارد و بیان میکند که دیگران نیز در انتظار دیدار معشوق هستند. او از وابستگی خود به مردم و تلاش برای شیرین کردن حالشان سخن میگوید و در نهایت، بر این نکته تأکید میکند که در مواجهه با چالشها، خداوند قاضی حقایق است و آنچه را گم کردهایم، در فضای عشق و محبت پیدا میشود.