شمارهٔ ۳۳۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کار، کی از آتش رخسارهٔ گل میشود
لاله داغ از شعلهٔ آواز بلبل میشود
میتوان کردن به نازش صبر اما غمزهاش
فتنهٔ دل، آفت راه تحمل میشود
از پی آزادگان رو دل که در راه طلب
این [گره] را خار در پا غنچهٔ گل میشود
دل چه سان بگریزد از قیدش که از زنجیر زلف
تا رهایی یافت بند جعد کاکل میشود
چرخ را نوبت به ما برعکس باید کار کرد
دایماً دوران ما دور تسلسل میشود
نرگس از چشمت خجل شد گل ز رویت آب شد
زلف را آهسته بگشا کار سنبل میشود
با سعیدا گر شود همراه هر بیطاقتی
چند روزی بگذرد ز اهل توکل میشود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و سختیهای آن میپردازد. شاعر به تأثیرات عشق و زیباییها اشاره میکند و میگوید که عشق میتواند باعث ایجاد درد و رنج شود، اما در عین حال، زیبایی و جذابیتهای آن دل را به سمت خود میکشد. او همچنین به چالشهای روزگار و عدم ثبات زندگی اشاره میکند و تأکید دارد که با صبوری و توکل به خداوند، میتوان از سختیها عبور کرد. در نهایت، بیان میشود که با همراهی و همدلی میتوان از مشکلات گذر کرد و به آرامش رسید.