نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

راه در معموره ها گر نیست این دیوانه را

راه می دانیم ای دل گوشهٔ ویرانه را

می کند خالی دل ما را ز غم های جهان

از کرم هر کس که پر می می کند پیمانه را

از تجلی با صفا دارد جهان را روی او

می کند روشن ز پرتو شمع ما این خانه را

خوش نمی آید به گوش خلق جز بانگ تهی

زان سبب واعظ همی گوید بلند افسانه را

حق به دست طالب دنیاست گر کافر شود

برهمن بسیار زینت داده این بتخانه را

گر در مسجد نگردد باز جز وقت نماز

دایماً باز است در بر روی ما میخانه را

ای که می خواهی ز راه دیده او آید به دل

آب و جارویی بزن اول در کاشانه را

من نمی بینم سعیدا در جهان بیگانه ای

با وجود آن که کس محرم نشد جانانه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی حقیقت و عشق الهی است. شاعر می‌گوید که در دنیا راهی برای دیوانه‌های عاشق وجود ندارد، اما دل آنان می‌تواند با یاد خدا و زیبایی‌هایش پر شود. او به تأثیر می‌نوشی بر دل و روح انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که این می‌تواند غم‌ها را از دل‌ها بزداید. همچنین، او بر این نکته تأکید دارد که حتی در مکان‌های مذهبی اگر ارتباط روحانی وجود نداشته باشد، فایده‌ای ندارد و میخانه به عنوان نماد عشق و حقیقت، جایگاه بلندی دارد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که در این جهان، عشق الهی و آشنایی با آن، به انسان حس سعادت می‌دهد و هیچ‌کس جز معشوق واقعی نمی‌تواند این ارتباط را احساس کند.