نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۶۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بشنوید این نکته را ای اهل راز

شد از این مقبول محمودی ایاز

پیشتر زان محو گردی در جهان

خویش را از خاطر خود محو ساز

خوب بودی گر سخن از این و آن

پس روا بودی کلام اندر نماز

گر حریفت پر دغا افتاده است

نقد جان را در دغایش پاک باز

گرچه ناز از یار باشد خوش ادا

خوش نما باشد ز عاشق هم نیاز

فارغ آید از تمیز دیگران

هر که خود را کرده باشد امتیاز

چشم دل خواهی سعیدا وا شود

خاک پای [نیکوان] را سرمه ساز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، نسیبه به اهل راز یادآوری می‌کند که باید از دنیای مادی و خودپرستی دور شوند و خود را از خاطر محو کنند. او به اهمیت صحبت کردن در نماز و نداشتن کینه اشاره می‌کند و می‌گوید اگر رقیب دغل‌کاری داشته باشی، نباید جان خود را در دغدغه او مصرف کنی. همچنین، او اشاره می‌کند که اگرچه معشوق ممکن است خوش‌صورت و نازک‌دلان باشد، ولی این نیاز به عشق از طرف عاشق باید متوازن باشد. در نهایت، او تاکید می‌کند که کسی که خود را از دیگران متمایز کرده باشد، از قضاوت دیگران آزاد خواهد شد و باید به جای دل مشغولی، خاک پای نیکوکاران را سرمه چشم خود کند.