شمارهٔ ۳۹۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
از صد یکی چو در نظر آید هزار بخش
خواهی که از شکنجهٔ کونین وارهی
با هر که اختیار کند اختیار بخش
برخیز و دلق و سبحه بده باده نوش کن
ایمان جان نشین و به روی نگار بخش
حق را بلند کرد و ز حق سرگران نشد
منصور را به راستی چوب دار بخش
بگذر ز دوستان سیه دل که آینه
چون زنگ بسته است به آیینه دار بخش
دربر گرفت لعل تو را چون خط بهار
یاقوت را به مصحف خط غبار بخش
اعجاز را اگر نفسی هست ای مسیح
صحبت بیا به نرگس بیمار یار بخش
با تیغ غمزه یاد بده بی تحملی
آرام [و] صبر را به من بی قرار بخش
روز مرا که جرم سعیدا سیاه کرد
یارب به حق حافظ شب زنده دار بخش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع کرامت و محبت الهی میپردازد و بر اهمیت بخشندگی و انتخابهای صحیح تاکید میکند. او به نیکی و دوری از شکنجههای دنیوی دعوت میکند و پیشنهاد میدهد که با روی خوش و محبت با دیگران رفتار کنیم. همچنین اشارهای به محبوبی دارد که همچون لعل درخشان است و دلدادگان را به شکرگزاری دعوت میکند. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که او را در این مسیر همراهی کند و شبهای زندهداری را برایش رقم بزند. شعر پر از مضامین عارفانه و دعوت به معرفت و عشق است.