نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشیدوشی در به دری را چه کند کس

معشوق پریشان نظری را چه کند کس

یک کس به جهان واقف اسرار ندیدیم

این طایفهٔ بی خبری را چه کند کس

چشم از دو جهان دوختن آسان بود اما

از هر دو جهان پاک بری را چه کند کس

شاید که توان داشت دل از ماه جبینان

لیکن صنم مو کمری را چه کند کس

در هند توان دین و دل خویش نگه داشت

هندو بچهٔ لب شکری را چه کند کس

گفتند به لیلی که میامیز به مجنون

گفتا که بلی رنجبری را چه کند کس

تکلیف به دل کرد سرشکم که بیا گفت

همراهی این نوسفری را چه کند کس

من مفلس و زر می طلبد یار سعیدا

خود گوی چنین سیمبری را چه کند کس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معضلات و مشکلاتی که در عشق و زندگی وجود دارد می‌پردازد. او بیان می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌خوبی عاشق پریشان و بی‌خبر از حقیقت را درک کند و نه کسی می‌تواند چاره‌ای برای دل‌باختگی و دلتنگی پیدا کند. عشق و احساسات عمیق انسانی همواره مسائلی پیچیده و غم‌انگیز به همراه دارد که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌تنهایی بر آن غلبه کند. شاعر در نهایت به فقر روحی و نیاز به عشق واقعی اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کس نمی‌تواند به این موضوعات رسیدگی کند.