شمارهٔ ۴۱۰ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کند ز جوهر معنی مرا بیان عارض
دهد ز خوبی باطن مرا نشان عارض
دعای قامت او سرو می کند در باغ
خوشم به گل که خبر می دهد از آن عارض
غبار چهرهٔ جانان نه خط مشکین است
که آه سینهٔ ما کرده جا بر آن عارض
اگر بود قلم قدرتش ز دست افتد
مصوری که کشد ناز آن چنان عارض
چو زلف دست دهد مو به مو پریشانی
هر آن دلی که بیاویزدش بر آن عارض
نقاب چهرهٔ جانان برای چشم بد است
ز چشم پاک نظر کی کند نهان عارض
چه کوری است که انکار صورتش دارند
که با وجود سعیدا شده عیان عارض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت محبوبی است که شاعر به آن اشاره میکند. شاعر بیان میکند که زیبایی باطن محبوبش نشاندهنده خوبیهای اوست و قامت او مانند سروی در باغ است که همه جا را زیبا میکند. عشق و محبت به محبوب را با احساس غم و آه توصیف میکند و میگوید که غبار چهره محبوب نه از جنس خط مشکین بلکه نتیجهای از احساسات عمیق اوست. شاعر همچنین اشاره دارد که هنرمندانی که سعی دارند زیبایی محبوب را به تصویر بکشند، نمیتوانند به خوبی از عهده این کار برآیند. در نهایت، از بینایی خویش یاد میکند و میگوید که چگونه نمیتوان زیبایی محبوب را انکار کرد، چرا که او در مقابل چشمانمان آشکار است.