شمارهٔ ۴۱۴ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آخر دمید بر رخ جانان، بهار خط
در دور روی یار نمود اعتبار خط
سنبل چسان کشد سر خود در بنفشه زار
از پا فتاد زلف تو در روزگار خط
بر روی خویش تیغ جفا را چه می کشی
مشق ستم مساز پی اقتدار خط
دل چون سفینه می رود از خویشتن که گاه
دریای حسن موج زند در کنار خط
ابرو کمان من، صف مژگان ناز را
بر هم مزن که مورچه پی شد سوار خط
خط بر رخش دمید سعیدا چه گریه است
طوفان نمی برد ز دل کس غبار خط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ظرافت ابراز عشق و احساسات شاعر میپردازد. شاعر با اشاره به بهار و زیباییهای طبیعی، به محبوب خود اشاره میکند و از جذابیتهای او میگوید. او به زلف و ابروی محبوبش پرداخته و تأثیر آنها بر دل خود را توصیف میکند. شعر همچنین بیانگر حسرت و درد جدایی است، به طوری که شاعر از غم و اندوهی که بر دلش سنگینی میکند، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به زیباییها و ستمهای عشق اشاره کرده و به فردی که محبوبش را میآزارد، انتقاد میکند.