شمارهٔ ۴۱۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گفتند بر رخ تو نمایان شده است خط
بد کرده هر که گفته به روی تو زین نمط
در دیده اش ز نور سودای نبوده است
حرفش غلط برآمد و خط بر رخت غلط
خط بر رخ تو نسخهٔ خوبی تمام کرد
خالی است بر کنار لبت جای یک نقط
افتاده ام به دست دل چشم اشکبار
تا کی کشم مزاحمت دشت و رنج شط؟
شیخی اگر کند ز سعیدا عجیب نیست
منصور شد به دار بقا و سری سقط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها سخن از زیبایی چهره معشوق و خطوطی است که بر چهرهاش نمایان شدهاند. گویا برخی به اشتباه گفتهاند که این خطوط زشت هستند، اما شاعر بر این باور است که این خطوط زیبایی را نمایان میکنند و بیانگر عشق او هستند. او همچنین از رنج و درد دل خود سخن میگوید و به مزاحمتهای عشق اشاره میکند. در نهایت، از سرنوشتهای تلخی مانند سرنوشت منصور، که به خاطر عشقش به دار آویخته شد، یاد میکند.