نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ترک دنیا کن و از دنیا ملاف

چند باشی چون زنان زیر لحاف

جوهرش کی می نماید با کسی

تیغ تا بیرون نیاید از غلاف

هستی ات تل بزرگی گشته است

چند خواهی کرد این تل را طواف

گر [همایی]خود تو سیمرغی شوی

چون برآیی بر سر این کوه قاف

گر به نفست برنمی آیی به زور

چون توانی کرد با غیری مصاف؟

بندگی کن بندگی کن بندگی

هیچ کس از بندگی نامد معاف

نشئه ای سرشار دارد شعر ما

این شراب از پردهٔ دل گشته صاف

او غفور است ای سعیدا می بنوش

با کریمان کار باشد لاتخاف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ترک دنیا و وابستگی‌های آن دعوت کرده و بیان می‌کند که انسان نباید به ظواهر دنیوی دل ببندد، چرا که آن‌ها واقعی نیستند. او با مثال‌هایی مانند زنان زیر لحاف و تیغ در غلاف، به درونی بودن ارزش‌ها اشاره کرده و بیان می‌کند که وجود واقعی انسان باید بیرون آید. همچنین، شاعر به قدرت و توانایی‌های انسان اشاره دارد و می‌گوید که برای مواجهه با دیگران نیاز به خودباوری و درک عمیق از وجود خود داریم. در پایان، با تأکید بر بندگی و عشق به خدا، بر لزوم پذیرش روشنی و بخشش الهی تأکید می‌کند که می‌تواند انسان را از ترس و دغدغه‌ها آزاد کند.