نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ

کی شود آسان شما را حل این مشکل ز سنگ

کند ابراهیم از دل های سنگین نقش غیر

گرچه آذر می تراشد صورت باطل ز سنگ

سختگیری افکند از پا درخت خشک را

کی بنای خانهٔ خود را کند عاقل ز سنگ

رنجش از اطوار دور ای دل نشان غافلی است

چین نبندد بر جبین دیوانهٔ کامل ز سنگ

هفتهٔ دوران ما از بس به سختی می رود

کاروانی بسته گویا بار این محمل ز سنگ

کی شود شیرین مذاق عاشق از‌ آن سنگدل

کوهکن گر مقصد خود را کند حاصل ز سنگ

کام از آن دل یافتن مشکل سعیدا شد که کوه

خوردن بس خون جگر تا لعل شد حاصل ز سنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانی از دشواری‌ها و سختی‌های زندگی است که به دل‌های سخت و سنگین اشاره دارد. شاعر به بررسی مشکلاتی می‌پردازد که انسان‌ها در مسیر عشق و زندگی با آن‌ها مواجه می‌شوند. ابراهیم (پیامبر) نماد قدرت و اراده را به تصویر می‌کشد که می‌تواند دل‌های سنگی را تغییر دهد. همچنین به این نکته اشاره می‌کند که سختی‌ها نمی‌توانند مانع تلاش و ساختن آینده‌ای بهتر شوند. در نهایت، شاعر به رنج و تلاش‌های زیاد برای رسیدن به اهداف اشاره دارد و بیان می‌کند که برای دستیابی به اهداف والاتر، باید از سختی‌ها عبور کرد.