شمارهٔ ۴۴۹ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
سرها شکسته بر سر آیین و دین دل
یک بار چون خیال گر افتی به دست من
مالم چها جبین تو را بر جبین دل
دانی چه می کشند ز دست دل تو خلق
چون من اگر شوی دو نفس همنشین دل
گاهی به آب چشم حرارت فرونشان
گرمی زیاده گر [بکند] انگبین دل
دستی به دل گذار که از هر طرف به گوش
تا بشنوی صدای غریب حزین دل
این دسترس که راست که فکر قد تو را
دربر کشد چو جامهٔ بی آستین دل؟
ناصح زبان ببند که جز گوش جان پاک
نتوان شنید صوت غریب حزین دل
حکم جهان [و] مهر سلیمان به نیم جو
جایی که نقش خویش نشاند نگین دل
باشد به عکس بخت سعیدا ثمر دهد
تخم غمی که کاشته ام در زمین دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفکر عمیق و احساسات درونی انسان پرداخته و نشان میدهد که چگونه دل و احساسات میتوانند تحت تاثیر افکار و تجربیات قرار گیرند. شاعر به ارتباطات انسانی و دردهای ناشی از جدایی و غم اشاره میکند و از عشق و محبت به عنوان محور اصلی زندگی یاد میکند. او همچنین به قدرت کلمات و صدای دل اشاره کرده و تأکید میکند که درک عمیقتر از احساسات نیازمند آرامش و شنیده شدن است. در نهایت، شعر به کاشتن غم و درد در دل اشاره میکند و به اثرات آن در زندگی اشاره دارد.