شمارهٔ ۴۵۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
پس مگردان رو ز باب الله حق نعم الوکیل
بی شعاع شمس باشد شمس را دیدن محال
جز خدا کس کی تواند با خدا گشتن دلیل
آتش و فرعون و طوفان امتحان را دایم است
گرچه باشی در تقرب نوح و موسی و خلیل
قلت عقل است فکر کثرت روزی تو را
می رسد روزی مقدر گر کثیر است ار قلیل
چار طبعت چار میخی گشته در راه طلب
طول حرصت شد به پای اشتر عقلت عقیل
قطع کن زنجیر تعلق هستی با دم شمشیر حال
کی سعیدا حل شود مشکل تو را از قال و قیل
از گلو طوق تعلق را بیفکن همچو شیر
تا به کی در خواب می بینی تو هندستان چو فیل؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به موضوع رزق و روزی اشاره میکند و بیان میکند که روزی از جانب خداوند تامین میشود و انسان نباید از خدا رویگردان شود. او به حقیقت وجود خداوند و این که هیچکس نمیتواند با خداوند ارتباطی برقرار کند مانند او اشاره دارد. همچنین، از سختیها و امتحاناتی که در زندگی وجود دارد، مانند آتش و طوفان، سخن میگوید و خاطرنشان میکند که روزی مقدر است و مرتبط با عقل و فکر انسان نیست. شاعر به خواننده توصیه میکند که از حرص و تعلقات دنیا خارج شود و به حقیقت وجودی خود بپردازد. در نهایت، او میگوید که باید از خواب و توهمات رهایی یافت و به واقعیت پی ببرد.