نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جز لاله نیست چشم سیاهی به راه ما

غیر از دلی شکسته نباشد پناه ما

در انتظار پنبهٔ راحت سفید شد

چشم کشیده سرمهٔ داغ سیاه ما

از موج خیز جوهر شمشیر آبدار

دایم رسیده آب به حلق گیاه ما

از بهر چشم زخم حوادث به خط صنع

حرزی نوشته هاله بر اطراف ماه ما

تا شد نشان عمر در این خاک توده گم

هر دم کمان یأس کشد تیر آه ما

افتاده ام به چشم و نیفتادم از نظر

بر دیده کرد جا همه جا برگ کاه ما

بر جان و دل از آنچه تو دیروز کرده ای

گر نیست باوری تو سعیدا گواه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساس تنهایی و ناامیدی خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که جز لاله (نماد زیبایی و عشق) کسی در زندگی‌اش نیست و دلش شکسته است. او در انتظار آرامش و راحتی است، اما چشمانش تنها درد و غم را می‌بیند. شاعر از زخم‌های حوادث و تأثیر آن‌ها بر زندگی‌اش سخن می‌گوید و احساس یأس و ناامیدی را بیان می‌کند. او همچنین به یادآوری گذشته و آثار آن بر جان و دلش می‌پردازد و از آن شرایط ابراز می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند او را درک کند. در نهایت، شاعر به گواهی بر اعمال گذشته‌اش و عدم باور کسانی که او را نمی‌فهمند اشاره می‌کند.