نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی رمز درد، کس نشود آشنای ما

خالی ز ناله نیست نی بوریای ما

ماییم هر چه هست نماییم هر چه هست

از ما پر است عالم و خالی است جای ما

با سنگ طینتان چه کند نرمی زبان

با دل شکسته کار کند مومیای ما

دست طمع ز دامن دوران بریده ایم

کفش زمانه راست نیامد به پای ما

خود را به تیر آه غریبان سپر مکن

خم شد کمان چرخ به زور دعای ما

عمری است در مقام رضا ایستاده ایم

هرگز ناوفتاده ز پا این عصای ما

ما گردباد وادی حیرانی خودیم

جز آه ما نگشته کسی گرد وای ما

هرگز نداده دولت دیدار رو مگر

از پا فتاده سایهٔ بال همای ما؟

بلبل به باد داد هر آن برگ گل که داشت

بشنود تا نوای دل بینوای ما

گر شمع من تو باشی و پروانه ات منم

روز جزا وصال تو باشد جزای ما

انگشت خود گزید سعیدا چو ماه نو

تا دید ضعف طالع نشو و نمای ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان درد و غم انسانی می‌پردازد. شاعر از راز عمیق دردها و تنهایی فردی می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ‌کس جز خود او نمی‌تواند آن را درک کند. او اظهار می‌کند که زندگی پر از ناله و غم است و هیچ‌کس نمی‌تواند به درستی احساسات او را حس کند. شاعر از قطع امیدش از دنیا و روزگار سخن می‌گوید و بیان می‌کند که در مقام رضا ایستاده است و هرگز تسلیم نمی‌شود. در نهایت، او به عشق و ارتباط عمیق با معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که نشانه‌ای از ضعف و تردید در او وجود ندارد. شعر به تفکر عمیق درباره زندگی، عشق و دردهای درونی پرداخته و خواننده را به تأمل در این موضوعات دعوت می‌کند.