شمارهٔ ۵۰۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من نه این آب روان از لب جو می بینم
نفس اوست که من از دم او می بینم
آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد
گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم
با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش
هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم
توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه
تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم
هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست
چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم
نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام
شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ارتباط عمیق شاعر با معشوق و تجلی زیباییهای اوست. شاعر میگوید که هر چیزی را که میبیند در واقع جلوهای از معشوق است. او از آب و زیباییهای طبیعت سخن میگوید و تأکید میکند که در هر جا و زمانی، عشق و زیبایی معشوق را حس میکند. با از میان بردن خود، تنها زیباییش را میبیند و شکرگزار این حالت از زندگیاش است. در کل، این شعر توصیف عشق ناب و درک عمیق از معشوق است.