نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۴ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش هر کس شکوه از گردون دون پرور مکن

دفتر جمع دل غمدیده را ابتر مکن

عمرها شد ای خضر منت ز حیوان می کشی

لب تر از آب بقا تا زنده ای دیگر مکن

در پی دنیا که آخر خشک لب خواهی گذشت

ز آبروی خویشتن هر دم جبین را تر مکن

چون زمین فرش است آخر اولش باید گزید

خشت خواهد گشت بالین تکیه بر بستر مکن

تا نگیری کام از آن لب تا نبینی روی دوست

التفاتی با بهشت و چشمهٔ کوثر مکن

باش عریان را حال پوشیده دار از اهل قال

ترک سر را پیش هر بی پا و سر افسر مکن

باش آن طوری که هستی در نظرها آشکار

همچو شیطان جامهٔ تلبیس را در بر مکن

راه عشق است ای سعیدا هر قدم خوف است [و] بیم

چون جرس از پردلی‌ها شور و افغان سر مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر هشدار می‌دهد که نباید به شکایات و دردهای زندگی توجه زیادی کرد و باید از غم و اندوه دوری کرد. او به یادآوری اهمیت زندگی و لذت از لحظات می‌پردازد و تأکید می‌کند که در پی دنیا نباید به آبروی خود آسیب بزنیم. همچنین بر لزوم انتخاب درست در مسیر زندگی تأکید کرده و یادآوری می‌کند که باید با واقعیت‌های خود صادق باشیم و خود را به چیزهای ظاهری متظاهر نکنیم. در نهایت، او عشق را راهی دشوار می‌داند که باید با احتیاط در آن قدم برداشت.