شمارهٔ ۵۳۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کرده وطن تن، به سوی جان سفری کن
از جان گذر و جانب جانان نظری کن
بر خنجر و شمشیر زبان های فضولان
مانند کر از گوش تغافل، سپری کن
تا منزل مقصود خودی راه درست است
برخیز و به جان منت از این رهگذری کن
دارد خبری گر ز خرابات نگاهی
از بی خبری بی خبران را خبری کن
خواهی ز جهان کام چو ابنای زمان شو
رو در پی دیو و دد و تسخیر پری کن
در هر قدم از خویش نشان مان و بیاز باز
آن گاه به گم کرده رهان راهبری کن
گر سیم بری سیمبری سیمبر آید
برخیز سعیدا و برو فکر زری کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به سفر درونی و عبور از سطحینگری به عمق جان و حقیقت هست. شاعر از خواننده میخواهد که از ظاهر و حواشی دنیا بگذرد و به دنبال حقیقت و مقصود واقعی خود باشد. او تأکید میکند که با غفلت از سخنان بیاساس دیگران، باید به هدف راستین خود دست یابد. در نهایت، او از شنونده میطلبد که از اشتباهات خود درس بگیرد و با تلاشی جدی و هدفمند در مسیر درست قدم بردارد.