شمارهٔ ۵۴۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر کس شکست طرهٔ پرپیچ و تاب او
زلفش چو مار گشت و درآمد به خواب او
یک بوسه ای که دل طلبد ز آن دهان تنگ
صد بحث می کند لب حاضر جواب او
برکند صبر لنگر سنگین خویش را
دل برد چون سفینه، خرام جواب او
نگذاشت طاقتی که کشد کس عنان آه
همچون هلال جلوهٔ پا در رکاب او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند. او طره و زلف معشوق را که به شکل مار پیچیده شده توصیف میکند و از تأثیر آن بر خواب و دل خود صحبت میکند. یک بوسه از او میتواند پاسخهای بسیاری را در دل به وجود آورد. شاعر از کمتاب بودن و ناتوانی در تحمل عشق سخن میگوید و میگوید که عشق او دلش را مانند یک کشتی در دریا برده است. در نهایت، او نمیتواند آه و ناله کند چرا که زیبایی معشوق همچون هلالی است که در جلوهگریاش، دل را ربوده است.