نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ای

باز از روی کرم بنما جبین تازه ای

جلوهٔ معشوق چون هر دم به رنگی دیگر است

می توان هر روز پیدا کرد دین تازه ای

کس نمی داند جهان را چیست از تبدیل وقت

هر زمان این دست دارد آستین تازه ای

می کند احیا به رنگی خاندان کفر را

هر نفس می افکند بر زلف، چین تازه ای

روبرو با خلق گشتن طرفه کار مشکلی است

باید ای آیینه روی آهنین تازه ای

دلنشین یاری خدا از عیب بنماید مگر

در مکان کهنه می خواهم مکین تازه ای

فکرها کردم سعیدا در سخن تا یافتم

از برای گلشن معنی زمین تازه ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تغییرات جهان طبیعی و انسانی اشاره دارد. شاعر از قدرت الهی سخن می‌گوید که هر روز جلوه‌ای تازه و زیبا از خود نشان می‌دهد. او به تحول و تغییر دین و اعتقادات اشاره دارد و می‌گوید که هیچ کس نمی‌داند که زمان چگونه در حال تغییر است. در این مسیر، شاعر به احیای مذهب و ارزش‌های انسانی تاکید دارد و به جستجوی زیبایی‌های جدید در زندگی می‌پردازد. در نهایت، او به تأمل و تفکر عمیق در معنای زندگی و حقیقت‌ها می‌رسد و به دنبال جایی جدید و دلنشین برای زندگی است.