شمارهٔ ۵۶۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی دانم تو خاکی آتشی یا باد یا آبی
فتاد از تاب، گردون و هنوز از حرص، بی تابی
حقیقت پردهٔ ناموس خود دارد شریعت را
تو بی ناموس می خواهی که از معنی خبر یابی
دمید از هر بن مویت اجل صبح قیامت را
نمی میری هنوز از بی حیایی زنده در خوابی
هما را طعنه گردید استخوان جد و آبایت
هنوز ای بی هنر در موج خیز بحر انسابی
سعیدا را فکند از پا خمار ای ساقیا برخیز
به یاد ساقی کوثر دمی آبی دمی آبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مفاهیم عمیق و پیچیدهای اشاره دارد. او از ناپایداری و بیمعنایی انسانها سخن میگوید و از حالتهایی چون بیتابی و حرص یاد میکند. شاعر به «حقیقت» و «شریعت» اشاره دارد و بیان میکند که کسانی که از معنای واقعی دور هستند، نمیتوانند به درک درست برسند. همچنین، وقت مرگ و سرنوشت را مطرح میکند و به بیپایانی زنده بودن در خواب حاکی از بیحیا بودن اشاره میکند. در پایان شعری، شاعر به دعوت و ترغیب به یادآوری «ساقی کوثر» و لذتهای حیات میپردازد.