نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۱ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شد زمین تکیه گاه درویشی

آسمان بارگاه درویشی

جادهٔ ایمن و طریق خوش است

تا به حق شاهراه درویشی

بی پر و بال می رسد تا عرش

صبحدم تیر آه درویشی

نامرادی بود مراد همه

بی پناهی پناه درویشی

بی زر و زور پادشاهانند

این گدایان راه درویشی

سر خورشید زیر پای کند

هر که پوشد کلاه درویشی

گر جهان گم شود نگردد گم

حشمت و دستگاه درویشی

پاک از غیبت و ریا و حسد

مسجد و خانقاه درویشی

سرمهٔ دیدهٔ سعیدا باد

گرد نعلین راه درویشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زندگی درویشان می‌پردازد و به نوعی برتری معنوی آنان نسبت به مادیات و قدرت‌های دنیوی را نشان می‌دهد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که درویش با داشتن ایمان و روحیه‌ای پاک، می‌تواند به حق و حقیقت برسد و به آرامش دست یابد. زندگی درویشی به دور از ریا، حسد و مادیات است و درویش بر لذت‌ها و نعمت‌های دنیوی بی‌اعتناست. درویش به عنوان نماینده‌ای از تواضع و حق‌طلبی، به آسمان و عرش نزدیک است و در این مسیر، با خلوص نیت، به جستجوی معنویات می‌پردازد.