نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عشق پرشور است و ما پراضطراب

یار بی رحم است و ما بی آب و تاب

دوش زلفش در خیال من گذشت

تا سحر شب مار می دیدم به خواب

چشم او را در نظر آورده ام

می توانم کرد عالم را خراب

می روم از هوش و می گوید دلم

یا شراب و یا شراب و یا شراب

قصد جان دارد بت عیار من

کافری را می کشد بهر ثواب

شام گفتا صبح می آیم برون

ای خدایا کی برآید آفتاب؟

می پرستی از جوانان عیب نیست

طرفه ایامی است ایام شباب

جملهٔ آیات قرآن نازل است

از برای مدح آن عالی جناب

از می عشق آنچه می خواهی بنوش

هیچ کس را نیست دست احتساب

این غزل بر وزن بیت مثنوی است

«خشم مردان خشک گرداند سحاب»

خود دعای خود سعیدا می کند

شاه ما بادا ز جانان کامیاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این غزل بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اضطراب شاعری است که در عشق غرق شده است. او از بی‌رحمی معشوق و همچنین شور و شوقی که در دل دارد سخن می‌گوید. شاعر در توصیف زلف و چشم معشوق، در خیال خود غرق می‌شود و از تأثیراتی که عشق بر او گذاشته، از فقدان آرامش و واحدت ذهنی می‌گوید. همچنین به زیبایی جوانی و عشق اشاره می‌کند و از جملاتی مانند "شراب عشق" و "می پرستی از جوانان عیب نیست" برای بیان لذت‌های عشق استفاده می‌کند. در نهایت، او دعا می‌کند که معشوقش به او رو آورد و خوشبختی را به جانان بدهد.