نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب

تا نیفشاند سحر بر روی گل شبنم گلاب؟

شورش دیوانه از زنجیر کی کم شود

می تواند منع جوش بحر سازد موج آب؟

در ترقی می شود حرص از هجوم مال و جاه

تشنگی افزون شود نزدیک چون گردد سراب

دعوی میخانه در میخانه گردد باز صاف

کی نشنید بر زمین موجی که برخیزد ز آب؟

رفته از خود خویش را بیند سعیدا بر درت

کی بود یارب که گردد این دعایش مستجاب؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی مانند بیداری از خواب و awakening روحی می‌پردازد. غنچه انتظار سحر را می‌کشد تا زیبایی گل را چون شبنم گلاب نمایان کند. همچنین، شاعر به شور و حرص انسانی اشاره دارد که هیچ‌گاه کاهش نمی‌یابد و تنها بر تشنگی و خواسته‌ها می‌افزاید. در میخانه، دعای پیروان مستجاب نمی‌شود و باز هم به انتظار می‌گذرانند. در نهایت، بیان می‌شود که انسان باید خود را پیدا کند و از خداوند طلب رحمت و دعای مستجاب کند.