نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب

فرصت غنیمت است بده رایگان شراب

ای خضر تن پرست چه تن می زنی بس است

آب حیات مجلس روحانیان شراب

در پای گل پیاله کشان بس گریستند

جاری است همچو آب در این بوستان شراب

تنگ است بسکه چشم جهان و جهانیان

ای دل نمی رسد به تو یک سرمه دان شراب

گر می نمی دهید برای خدا مرا

باری بیاورید پی امتحان شراب

با مفلسان رند، وفادار نیست دهر

بارد بجای آب گر از آسمان شراب

از عشق و عاشقی به سعیدا چه گفتن است

کس می برد برای مغان ارمغان شراب؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی است. شاعر از ساقی می‌خواهد که از هیچ‌کس دریغ نکند و شراب را آزاد بدهد چرا که زمان لحظه‌ای است که باید غنیمت شمرده شود. او به خضر، نماد زندگی و جاودانگی، اشاره می‌کند و می‌گوید که آب حیات واقعی در مجالس شراب وجود دارد. همچنین، شاعر به کمبود و تنگدستی در جهان اشاره می‌کند و خواستار شراب به جای آب است. در نهایت، او از عشق و حال و هوا در دنیای مغان سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که کسی ارمغان عشق را نمی‌برد. به طور کلی، شعر به شادی و بی‌توجهی به سختی‌های زندگی و لذت از لحظات تأکید دارد.