شمارهٔ ۶۳ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
ای عشق مدد ساز که خون می کنم امشب
تا عشق بنا گشته جهان یاد ندارد
عیشی که به این بخت زبون می کنم امشب
غم نخل و ثمر آه و نفس سوخته آخر
خود گوی که بی روی تو چون می کنم امشب؟
سیلی که برد زنگ ز آیینهٔ عالم
از دیدهٔ خونبار برون می کنم امشب
چون شمع به خود گریهٔ جانسوز سعیدا
تا کوی فنا راهنمون می کنم امشب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل بیانگر احساس شدید عشق و جنون است. شاعر در حال تجربه دیوانگی و شور و شوقی عمیق عاشقانه است و از معشوق درخواست کمک دارد. او به دوران عشق و شوق اشاره میکند و اظهار میکند که تنها با یاد معشوق میتواند زندگی کند. شاعر حسرت و غم را نیز بیان میکند و اینکه بدون دیدن روی معشوق، نمیتواند ادامه دهد. او مانند شمعی که میسوزد، خود را در رنج میبیند و در تلاش است تا به راهی که به معشوق منتهی میشود هدایت شود.