شمارهٔ ۷۱ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نازک دلی که آینه دار نزاکت است
دایم به فکر نقش و نگار نزاکت است
آرامگاه آن قد و بالین ناز او
دوش نزاکت است و کنار نزاکت است
آن حسن نازپرور و خط بنفشه فام
باغ نزاکت است و بهار نزاکت است
آن کاو سبوی دختر رز می کشد به دوش
منت کشد که حامل بار نزاکت است
افتاده است کار سعیدا به نازکی
هر جا رود غریب دیار نزاکت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و نازکی شخصیتی است که به نزاکت و ظرافت تعلق دارد. شاعر به توصیف ویژگیهای ظریف و جذاب آن فرد میپردازد، مانند قامت زیبا و حالت دلپذیری که همه جا با خود دارد. با اشاره به نقاطی که این زیبایی و نزاکت در آنها وجود دارد، شاعر به احساسات لطیف و ظریف مرتبط با این شخصیت اشاره میکند و نشان میدهد که هر کجا که این فرد حضور دارد، فضا پر از زیبایی و نزاکت میشود.