شمارهٔ ۷۶ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
حرف هر کس ز فکر خام خود است
جنبش هر که از مقام خود است
آسمان با وجود این همه شأن
متفکر به صبح و شام خود است
دیده ام شیخ و پیر و ترسا را
هر که در فکر کام و جام خود است
واعظی را که زیر پا کرسی است
عاشق صنعت کلام خود است
آن که بر منبرش تو می بینی
پی سیر جهان به بام خود است
غافلانش نماز می خوانند
آن که در قعده و قیام خود است
راستی کم ز مد کاف مباش
دایما ً بر سر کلام خود است
خواجهٔ خویش دان سعیدا را
نه چو خربندگان غلام خود است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی افکار و رفتار انسانها میپردازد و بیان میکند که هر فرد به نوعی تحت تأثیر اندیشهها و خواستههای خود است. شاعر به تفاوت میان افراد اشاره میکند، از شیخ و پیر گرفته تا واعظ و مومن، که هر کدام در پی منافع و آمال شخصی خود هستند. او همچنین به این نکته تأکید میکند که انسانها باید خود را بشناسند و از دنبالهروی بیفکر دیگران دوری کنند. در نهایت، شاعر به خودآگاهی و شناخت انسان از جایگاه واقعیاش از دیگران برتر میسازد.