نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

حلب شهر و نعیما شهریار است

سعادت پیشکار و بخت یار است

سپاهش قدسیان اقبال شاطر

همافخرد که او را سایه دار است

به تصویرش فرنگستان گرفتار

در این حیرت حلب آیینه دار است

سلحدار است چشم می پرستش

نگاه تیز تیغ آبدار است

به گاه جلوه در میدان همت

جهان اسب و نعیما شهسوار است

چو سلطان، ملک معنی در نگینش

ز تحسینش سخن را اعتبار است

نعیما آسمان و ماه معنی است

که این معنی به ما زو یادگار است

تو را جان گویم و ترسم که رنجی

که از جانم تو را ننگ است و عار است

ولیکن بیش از این قالب چه گوید

که قالب را نه ز این بیش اقتدار است

چو خس از آشیانش دور افکند

مرا فریاد و داد از روزگار است

ز بس بر ذره ها لطفش قرین است

نعیما آفتاب این دیار است

نعیما گرچه سلطان جهانی

خبردار این جهان بس بی مدار است

سعیدا در حلب آوازه افتاد

که سلطان با گدا امروز یار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره شخصیت‌ها و ویژگی‌های شهر حلب و نعیما، شهریاری دانا و نیکوست. نعیما به عنوان پادشاهی با سپاهی قوی و نیکبخت توصیف می‌شود که توجهش به مردمش همواره مثبت است. تصویر او در جهان خارج از حلب به خوبی منعکس شده و بزرگداشت او در این شهر، احساسات مثبتی را به همراه دارد. در اینجا، ارتباط میان زندگی و ویژگی‌های مادی و معنوی نعیما مورد توجه قرار می‌گیرد. همچنین، بخشی از شعر به مشکلات و چالش‌هایی که در زندگی وجود دارد اشاره دارد، اما در عین حال تأکید بر نیکی و عظمت شخصیت نعیما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در نهایت، شعر بیانگر دوستی و همدلی میان پادشاه و مردمش در حلب است.