نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۵ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر زمان بر سر پرشور هوای دگر است

هر نفس از دل غمدیده نوای دگر است

گاه پیچد به خم زلف و گهی بر کاکل

آه دلسوز مرا مد رسای دگر است

بیشه ای را که منم شیر نیستانش را

هر دم از نالهٔ من برگ و نوای دگر است

ای خوشا عالم معنی که به هر چشم زدن

بهر دل بردن ما ماه لقای دگر است

درد در سینه ام از نعمت او می بالد

سینه را ازغم او باز صفای دگر است

هر که راه عشق ره و رسم ملامت آموخت

دل به جای دگر و چشم به جای دگر است

از دعای شب و آه سحر و گریهٔ صبح

شکر لله سعیدا که صفای دگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساساتی چون شور، غم، و عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید هر لحظه، احساسی جدید و متفاوت در دلش تجربه می‌شود، از ناله و غم گرفته تا لذت و زیبایی. او از عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در هر حالتی، دل و چشم انسان باید به چیزی دیگر معطوف باشد. در پایان، شاعر با اشاره به دعا و شکرگزاری، بیان می‌کند که زندگی هر روز صفای تازه‌تری دارد و این تغییرات را نعمت می‌داند.