شمارهٔ ۸۲ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر کجا مینا و جامی از می گلگون پر است
وای بر پیمانه و مینای ما کز خون پر است
شیشهٔ ما را شکستی خوب کردی پر نبود
خاطر ما را نگه داری ستمگر، چون پر است
الفتی دارد به ما اندوه از روز الست
گر درون خالی شد از غم، نیست غم، بیرون پر است
بسکه دل ها آب گشت از دست چرخ بی وفا
از شراب ناب [انده] شیشهٔ گردون پر است
فکر موزون کردن شعرم سعیدا می برد
هر زمان دل، ورنه جیب سینه از مضمون پر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که درباره احساساتی عمیق و پیچیده صحبت میکند. شاعر به توصیف مینا و شراب میپردازد و از درد و اندوه درونی خود میگوید. او به این اشاره دارد که در حالی که مینا و جامها ممکن است با شراب پر باشند، دل و جان او از غم و اندوه پر شده است. شکستن شیشه، نمادی از رنج و درد است و در نهایت، شاعر به تلاش برای سرودن شعر میپردازد، در حالی که دلش مملو از احساسات متناقض است. بهطور کلی، این شعر فضای غم و اندوه را با تصاویری زیبا و نمادین بیان میکند.