نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۷ سعیدا

سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل ناخدای بحر تماشای دیگر است

این گوهر یگانه ز دریای دیگر است

داغ تو کی به هر دل و هر سینه جا کند

این لاله زیب و زینت صحرای دیگر است

ز آب عنب کس این همه مستی نمی کند

کیفیت من از می و مینای دیگر است

زاهد از این عبادت ظاهر چه فایده

تن در میان مسجد و دل جای دیگر است

در هر طرف که می نگری از میان خلق

فریاد و شور و ناله و غوغای دیگر است

ذکر طریق عشق، کریم و رحیم نیست

ورد بلاکشان تو اسمای دیگر است

باور مکن که در دو جهان صاحب سخن

درویش دیگر است و سعیدای دیگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به تمایز و زیبایی‌های عشق و احساسات عمیق اشاره دارد. او تأکید می‌کند که دل و احساسات انسان به جستجوی زیبایی‌های جدید و متفاوت در جهان تمایل دارد و این زیبایی‌ها از دنیایی دیگر می‌آید. شاعر از داغ عشق و زیبایی‌های آن می‌گوید که فراتر از ظاهر و عبادت است و این احساسات در میان مردم هر روز فریاد و غوغا به وجود می‌آورد. زاهدی که تنها به ظواهر اتکا دارد، از حقیقت معنوی دور است و لذا نمی‌تواند به عمق عشق و زیبایی دست یابد. در نهایت، شاعر می‌گوید که در دو جهان، حقیقت عشق و سعادت یکسان نیست و هر کس از زاویه‌ای متفاوت به آن می‌نگرد.