شمارهٔ ۹۵ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن را که هوای رخ خوب تو تولاست
کفر است ورا مذهب و اسلام تبراست
با آن که مرا دیدهٔ امید به بالاست
چشمم به امید رخ زیبای تو بیناست
بی خواهش ما هر چه رسد از تو حلال است
در مذهب ما آن حرام است تمناست
هر گرد و غباری که به دل بود ز هجرت
از باغ وصال تو نسیم آمد و برخاست
چشم همه آن سو همه را چشم بدان رو
نازم به بت خویش که در عین تماشاست
در باغ جهان قامت سرو ارچه لطیف است
نازم به قد یار که در لطف، دوبالاست
از بحر شنیدم که به امواج همی گفت
هر کس که به ما رو کند از ماست که بر ماست
آن روز که جنان ازل طرح چمن بست
از گل رخ و از سرو سهی قد تو می خواست
هر دم به بتی تازه کند رسم محبت
تا غیر نداند که خدا یار سعیداست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زیبایی محبوب است و به ستایش زیباییهای او میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که محبت به محبوب، حتی اگر با اعتقادات مذهبی تضاد داشته باشد، همچنان ضروری و زیباست. او تأکید میکند که تمام آرزوها و خواستهها از محبوبش حلال و مقدس است. همچنین، شاعر به زیبایی و لطافت محبوبش به عنوان بهترین و دلپذیرترین زیباییها اشاره میکند و میگوید که در دنیای عشق، هر کس به محبوب روی آورد، از جانب اوست. بنابراین، این متن به عشق الهی و زیبا، و ارتباط عمیق انسان با معشوق اشاره دارد.