شمارهٔ ۹۴ سعیدا
سعیدا / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بی ظرف را شراب شرربار، مشکل است
پای برهنه سیر گل [و] خار مشکل است
گفتم به چشم او که چرا دلبر است گفت
پرهیز پیش مردم بیمار مشکل است
موسی ز ضعف دل به عصا تکیه کرد و رفت
تا کوه طور دید که دیدار مشکل است
الحق به غیر حق نتوان گفت حق منم
رفتن به پای خود به سر دار مشکل است
دل را به چشم او ز نگه بیشتر سپار
سودای خام ناز خریدار مشکل است
در این سرای دو درهٔ چار طاق دهر
زنهار فکر کار مکن کار مشکل است
تا غنچهٔ لبت به سخن وانمی شود
دانستن حقیقت اسرار مشکل است
می گفتمش قصیده سعیدا در این زمین
لکن ردیف و قافیه بسیار مشکل است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به دشواریها و مشکلات زندگی اشاره میکند. او میگوید که بیلیوان شراب نوشیدن، یا برهنه راه رفتن میان گل و خار، بسیار سخت است. در یک گفتگو، وقتی از زیبایی محبوبش سؤال میکند، متوجه میشود که به خاطر نظرات مردم و اجتماعی بودن، پرهیز از عشق دشوار است. همچنین به ماجرای موسی اشاره میکند که از ضعف به عصا تکیه کرده و با اینکه به کوه طور میرسد، ملاقات با خدا سخت است. او حق را به جز حق نمیتواند بگوید و میفهمد که رفتن به پای خود به دار رفتن مشکل است. شاعر در ادامه به ناهماهنگیهای عشق و احساسات اشاره میکند و اینکه دانستن حقیقت و اسرار، زمانبر و مشکل است. در انتها هم میگوید که بر سر شعر و هنر، پیدا کردن قافیه و ردیف در این دنیا دشوار است.