سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۱۴۲ — آن بدگهری که بد بود با نیکی
- شمارهٔ ۱۴۳ — او معنی معنی است که را آن معنی
- شمارهٔ ۱۴۴ — تا کش و فش و عمامه را ته نکنی
- شمارهٔ ۱۴۶ — دارم دم سرد، چشم خون پالایی
- شمارهٔ ۱۴۵ — با آیینه دمی شدم روی به روی
- شمارهٔ ۱ — چه نسبت است به مصر وجود بقعهٔ تن را
- شمارهٔ ۲ — به اهل راز چه نسبت رقیب بدگو را
- شمارهٔ ۳ — متاع پاک ندارد به گفتگو حاجت
- شمارهٔ ۹ — جهان به گوشهٔ تاریک و تنگ می ماند
- شمارهٔ ۱۰ — صف به صف مژگان خونریزش به جنگ آماده اند
- شمارهٔ ۱۱ — راه می پویم شاید منزلی پیدا شود
- شمارهٔ ۵ — ناز و کرشمه زینت و زیب ستمگر است
- شمارهٔ ۴ — کمان ابروانت طرفه سخت است
- شمارهٔ ۶ — با خلق مجازی ز حقیقت خبری نیست
- شمارهٔ ۸ — از جوهر خود جا به کمر خنجر او کرد
- شمارهٔ ۷ — چرا آن گوشهٔ ابرو ز من چون بخت میگردد
- شمارهٔ ۱۴ — دلبرم منعم است و من درویش
- شمارهٔ ۱۵ — ز خال پشت لب او تحیری دارم
- شمارهٔ ۱۶ — هر نفس در دیده من طرح قیامت میکشم
- شمارهٔ ۱۷ — با نظر بر لطف و احسانش کجا بد میکنم
- شمارهٔ ۱۹ — کشت ما را انتظارت تیز ترا از نگاه
- شمارهٔ ۱۸ — جز مهر ما ستارهٔ گرمی ندیده ایم
- شمارهٔ ۱۳ — به نقش و خال و خط دهر دل مده زنهار
- شمارهٔ ۱۲ — عقل را نور نماند چو شود موی سفید