شمارهٔ ۱۴۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دلا خواهی توجه با خدا کرد
تغافل بایدت از ماسوا کرد
بدی از دوست با نیکی ز بدخواه
خطا بردی گمان کاینها خدا کرد
خدا نشناخت پیغمبر ندانست
هر آنکس کاین دو را از هم جدا کرد
ادای شکر حق باید دریغا
که نتوان شکر احسانش ادا کرد
به نومیدی مگردان روی از این باب
که هر کاری که کرد آخر دعا کرد
نیاز عاشق است و ناز معشوق
که عاجز را قوی شه را گدا کرد
جز آن بیگانه مشرب آشنایی
کجا چندین جفا با آشنا کرد
قفس به ز آشیان و... به از باغ
مرا عشق تو این حالت عطا کرد
به قید خویشتن سختم نگهدار
چرا باید چنین صیدی رها کرد
به گلگشت بهارانت گمان داشت
ز بیرون آمدن عبهر حیا کرد
چو دی را در شبستان آرمیدی
به چشم مردم از رخ پرده وا کرد
صفای دل محقر کلبه ام را
صفایی روضه ی دار الصفا کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به رابطه انسان با خدا و اهمیت شناخت او اشاره میکند. او به ما یادآوری میکند که باید از دنیا و امور غیر خدایی غافل شویم و توجهمان را به خدا معطوف کنیم. همچنین، دوستی و نیکی را در برابر بدیها قرار میدهد و بر این نکته تأکید میکند که نادیده گرفتن پیامبر و تفکیک او از خداوند، اشتباه بزرگی است. شاعر بیان میکند که شکر خدا را نمیتوان به طور کامل ادا کرد و در پی آن، از ناامیدی در برابر دعا و درخواستهای خداوند سخن میگوید. او عشق و نیاز را در رابطه عاشق و معشوق توضیح میدهد و از سختیها و زیباییهای عشق و دلبستگی میگوید. در نهایت، شاعر به سادگی و زیبایی زندگی خود در کلبهای محقر اشاره میکند که برای او شامل صفا و آرامش است.