شمارهٔ ۱۵۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه او روزی دو، ترک بد سری کرد
نه یک شب طالعم نیک اختری کرد
نه روی دولتم دیدار بگشود
نه یکبارم سعادت رهبری کرد
نه مرگم از غم هجران رهانید
نه مردی بر مرادم یاوری کرد
نه یارم از تعدی دست برداشت
نه عدل پادشاهم داوری کرد
پس از عمری به قتلم رانده تهدید
مرا جانان عجب یادآوری کرد
جز او در کسوت اسلام کشنید
مسلمانی که چندین کافری کرد
به جورش بردباری های من بود
که او را بر جفاجویی جری کرد
بدین سان بسملم بگذشت و بگذاشت
معاذ الل که این استمگری کرد
توهم گیری جهانی با سر انگشت
اگر جم کارها ز انگشتری کرد
صفایی رازت از مردم نهان داشت
وگر نظم سخن های دری کرد
برید اول زیان خامه و آنگاه
از این غم پاره ای را دفتری کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن یک شعر عاطفی و غمگین است که از احساسات ناتوانی، ناامیدی و دلتنگی حرف میزند. شاعر در آن به این موضوع اشاره دارد که در طول زندگی، هیچ یک از آرزوها و امیدهایش به واقعیت نپیوسته است. او نه از خوشبختی، نه از دوستی واقعی، و نه از عدالت برخوردار شده است. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که به جز درد و رنج، چیزی جز یادآوریهای تلخ از آن کسی که دوست داشته، برایش باقی نمانده است. او همچنین به احساس بیکسی و تنهایی خود در برابر ظلم و ناعدالتیها اشاره میکند و از وضعیت ناگوار خود شکایت دارد.