شمارهٔ ۲۰۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مگو دل ها به طراری رباید
که با رغبت دل از دنبالش آید
به بستان پیش آن قد سرو بی روی
بگوتا خویش را کمتر ستاید
که هستش گرچه قامت دلکش اما
در آغوش وی آسودن نشاید
جز این از برگ و بارش چیست حاصل
که سر تا ساق گیسویت نماند
چه گیسویی که چون زلف عروسان
نه عنبر بیزد و نه مشک ساید
کجا سرو از وفا و مهربانی
بدین لطف و صفا با کس برآید
قیامش را قعودی دلنشین کو
نشست و خاستی مخصوص باید
نه در گلزار پهلویت نشیند
نه در بازار همراهت بیاید
نه رفتاری که زان رنجی بکاهد
نه گفتاری که زان غنجی فزاید
کمال حسن و زیبایی همین بود
به از وی صورتی کی رخ گشاید
خدا از ترک اولی منع فرمود
کجا خود ترک اولی می نماید
مگر او خود صفایی در دوگیتی
مرا گرد غم از خاطر زداید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جاذبه فردی خاص صحبت میکند که دلها را به خود جلب میکند، اما در واقع ممکن است این جاذبه گمراهکننده باشد. شاعر به اهمیت اخلاق و رفتار اشاره میکند و میگوید که ظاهری زیبا بدون رفتار مناسب ارزشی ندارد. او از کیفیتهایی چون وفا و مهربانی به عنوان ویژگیهای واقعی زیبایی یاد میکند و اذعان میکند که فردی که تنها به زیبایی ظاهری تکیه کند، نمیتواند در دلها جا خوش کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که خداوند از ترک اولی نهی کرده و باید در جستجوی صفا و خوبی حقیقی بود.