شمارهٔ ۲۲۰ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رسد چندانکه از ترکانم آزار
کند مهر تو افزون در دلم کار
ز دیدار توام باور شد امروز
که حور این نشئه نیز آید پدیدار
نه سروت می توان گرفتن به قامت
نه ماهت می توان خواندن به رخسار
کدامین ماه می گنجد در آغوش
کدامین سرو می آید به بازار
چه سرو است آنکه بارش ماه و خورشید
چه ماه آنکه برجش باغ و گلزار
تنک ریزی چو فرمایی تبسم
شکر بیزی چو بازآیی به گفتار
شکر خندت تنک ریزد به خرمن
شکر بیزت شکر ریزد به خروار
جدا گشتن برایت آنقدر سهل
که از رویت جدایی سخت و دشوار
دمی را هم غنیمت دان صفایی
که در دنیاست حور العین ترا یار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیبایی میپردازد و بیان میکند که حتی آزارهایی که از ترکان میبیند، باعث نمیشود عشق او به معشوق کمتر شود. او با دیدن معشوق درک میکند که زیباییهای این دنیا همانند حوریها است. شاعر میگوید که نمیتوان قامت محبوب را بهدست آورد و یا صورتش را به ماه تشبیه کرد، زیرا هیچکس به زیبایی او نمیرسد. او زیباییهای معشوق را وصف میکند و از شیرینی گفتار و خندهاش سخن میگوید. شاعر جدایی از معشوق را سخت و دشوار میداند و در نهایت، هر لحظهای را که در کنار او باشد، باارزش میشمارد.